تاثیر طلاق بر کودکان دو ساله/ بهترین روش برخورد با کودک؟!

من و همسرم به دلیل اختلافات شدید بعد از طلاق عاطفی به این نتیجه رسیدیم که از هم جدا بشیم. دخترم دو ساله هست. طلاق ما از لحاظ روانی چه تاثیری روی دخترم میذاره؟

بیشترین مشکلات کودکان دو ساله بعد از طلاق والدین، اضطراب جدایی، بی اعتمادی، شب ادراری، تیک عصبی و لکنت زبان است.

فراهم کردن محیط شاد و عاری از استرس و توجه بیش از پیش به نیازهای کودک از عوارض طلاق بر این کودکان می کاهد.

طلاق والدین در سنین مختلف چه تاثیری بر کودکان می گذارد؟

۱. از تولد تا سه سالگی (دوره نوزادی)
بیشتر کودکان در این رده سنی، به راحتی تغییرات و برنامه‌های والدین را می‌پذیرند. این موضوع می‌تواند به این علت باشد که آن‌ها هنوز به اندازه کافی از مسائل آگاه نیستند؛ البته اگر کمی بزرگ‌تر شوند وارد چرخه غم و اندوه خواهند شد، حتی اگر طلاق سال‌ها پیش صورت گرفته باشد. به هر حال این سن را می‌توان بهترین سن طلاق برای کودکان دانست.

عوارض طلاق
۱. عوارض طلاق برای کودکان زیر سه سال مانند اختلال اضطراب جدایی بروز پیدا می‌کند.

۲. کودکان در این سن، بعد از طلاق احساس از دست دادن مراقب و کسی که نیازهای آن‌ها را برطرف می‌کند را دارند.

۳. شاخص‌ترین عوارض طلاق در این سن، اعتماد است. کودک دنبال یافتن این است که به چه کسی و در چه صورتی باید اعتماد کند.

۴. این امکان نیز وجود دارد که طلاق برای کودکان در این سن عوارضی مانند شب ادراری، لکنت زبان، اختلال خواب و تیک عصبی را برای او به دنبال داشته باشد.

روش صحیح برخورد با کودک
۱. اگر قصد والدین در این رده سنی کودک، برای جدایی جدی است، باید دقت کنند که کودک از لحاظ عاطفی آسیب نبیند.

۲. نباید هرگز درگیری‌های والدین را مشاهده کند؛ چراکه تاثیر مشاجره و دعوای والدین بر فرزندان را نمی‌توان نادیده گرفت و بسیار آسیب‌زاست.

۳. توجه به کودک کم نشود؛ زیرا کمبود توجه به او باعث افزایش اختلال اضطراب جدایی می‌شود.

۴. در این وضعیت باید قوانین خانه مادر و پدر تا حد امکان مشابه باشد و هردوی آن‌ها با کودک تعامل داشته باشند.

۵. قبل و بعد از خوابیدن کودک، مراقب او ثابت بماند (یعنی شب را با پدر سپری نکند و صبح خودش را در آغوش مادر ببینید!) و با گذشت زمان به داشتن یک مراقب عادت کند.

۶. سعی شود تا کودک در این سن، در طول روز هم با پدر و هم با مادر دیدار داشته باشد.

۲. سنین ۳ تا ۶ سالگی (دوران کودکی)
کودک در این رده سنی از لحاظ شناختی و ارتباطی به سطح بالاتری دست یافته‌است. در این سن کودکان توانایی پذیرش و درک این موضوع را دارند که شب‌هایی را باید در کنار والد دیگر خود بگذراند.

عوارض طلاق
۱. بحران و عارضه مهم در این رده سنی، از بین رفتن اعتماد به نفس و عدم شکل گیری استقلال کودک است که البته باید توسط والدین حفظ شود.

۲. کودکان ممکن است با مشاهده درگیری‌های والدین، به دوره قبلی ( نوزادی) برگردند و علائم آن دوران را از خود بروز دهند. برای مثال حرف نزنند، دستشویی نروند، کابوس شبانه ببینند و انگشت خود را بمکند.

۳. همچنین این احتمال وجود دارد که کودکان در این سن سریعا ناراحت شوند و احساس تنهایی یا بی کفایتی داشته باشند.

روش صحیح برخورد با کودک
۱. قوانین منظم و تقریبا یکسان در هر خانه و توسط هر کدام از والدین، می‌تواند بسیار مفید باشد.

۲. گوش دادن به کودکان بدون قضاوت و اجازه دادن به آن‌ها برای بروز احساسات در مورد طلاق و صحبت کردن در مورد آن‌ بسیار مهم است.

۳. اگر طلاق والدین بدون درگیری و تنش باشد و برنامه مهدکودک، مراقبت از کودک و ارتباط او با والدین حفظ شود، کودک از نظر رشدی می‌تواند روند مثبتی داشته باشد و عزت نفس او نیز از بین نرود.

۴. یافتن یک مشاور برای این دسته از کودکان بهترین راهکار است، چون آن‌ها نمی‌توانند به سادگی درباره احساسات خود با شما صحبت کنند؛ زیرا احساس می‌کنند ممکن است شما را ناراحت کنند.

۳. سنین ۷ تا ۱۰ سالگی (سنین مدرسه)
ارتباط با هم سن و سال‌ها و درک نظم اجتماعی، در این سن در کودک پدیدار می‌شود. از این رو بینش اجتماعی فرزند در این دوره از زندگی در مقایسه با دوره‌های قبلی پیشرفت قابل توجهی کرده‌است.

عوارض طلاق
۱. این امکان وجود دارد که کودک در این سن ابتدا احساس غم و اندوه بسیار و دلتنگی داشته باشد و این احساس در سنین بالاتر، با مقایسه خود و هم سن و سال‌هایش، به خشم و نفرت تبدیل شود.

۲. کودک در این رده سنی خود را به خاطر جدایی والدینش مقصر می‌داند. از این‌رو، همواره با یک عذاب وجدان همیشگی زندگی می‌کند.

روش صحیح برخورد با کودک
۱. در این سن باید نظرات کودک را جویا شوید و به او احترام بگذارید.

۲. در این سن باید توجه داشته باشید که از فرزندان به عنوان جاسوس استفاده نکنید.

۳. کودک در این سن خود را بابت جدایی والدین مقصر می‌داند؛ از این رو، والدین باید هرچه سریع‌تر جلوی گسترش یافتن این احساس گناه را در فرزند خود بگیرند.

۴. به هیچ عنوان والد دیگر را در چشم فرزند خود خراب نکنید. او خود را مقصر تمام اتفاقات می‌داند و این موضوع آینده او را از بین خواهد برد.

۵. در این دوره باید با فرزند خود درباره نگرانی‌هایش صحبت کنید و همواره به نظرات او احترام بگذارید.

سنین نوجوانی و بلوغ
دوره بلوغ به‌طور قطع حساس‌ترین و بدترین سن طلاق برای فرزندان است. فرزندان در این سن به طلاق با دو روش پاسخ می‌دهند. در روش اول، طلاق را مسئله‌ای بین والدین دانسته و با هر دوی آن‌ها رابطه‌ خوبی را ادامه می‌دهند. در روش دوم، یکی از والدین را مجرم و دیگری را قربانی پنداشته و در روابط بین آن دو دخالت می‌کند. نوجوان در این سن دارای خود مختاری بوده و بسیار استقلال طلب است. از این‌رو، در زمان طلاق ممکن است که حتی نخواهد با والدین زندگی کند.

عوارض طلاق
۱. در صورت جدایی والدین موضوعاتی نظیر سوء مصرف مواد مخدر و الکل، خودکشی، افت تحصیلی و رفتارهای پرخطر جنسی ممکن است در نوجوانان شکل بگیرد. از این رو، والدین باید به شدت مراقب این رفتارها باشند.

۲. بحران هویت در دوران نوجوانی به همراه مسئله جدایی می‌تواند موجب تخریب هویت فرزند شما شود.

۱. اگر فرزند شما درسن بلوغ است، باید با استدلال و صحبت منطقی، فرزند خود را برای جدایی آماده کنید و موافقت او را به دست بیاورید.

۲. باز نگه داشتن خطوط ارتباطی و وقت گذراندن روزانه با فرزند، صحبت در مورد دستاوردها، نگرانی‌ها و سوالاتش می‌تواند به والدین کمک کند تا با فرزندانشان ارتباط برقرار کنند و همچنین به مشکلات او توجه کنند. همواره توجه داشته باشید که رفتار با نوجوان در سن بلوغ، نیازمند رعایت یکسری اصول و نکات است. 

منبع خبر : برگرفته از setare

اشتراک‌گذاری
یک نظر
  1. فرایند طلاق استرس شدیدی بر ما تحمیل می‌کند. پس کاملا طبیعی و قابل درک است که وقتی برای بار هزارم، کودکمان از ما می‌پرسد «چرا»، از کوره در برویم. «چرا باید طلاق بگیرید؟»، «چرا با هم زندگی نمی‌کنید؟» صد البته، کودکمان واقعا قصد عصبی کردن ما را ندارد، قصد این‌که با تکرار سوالش، جواب اشتباهی به او بدهیم هم ندارد. (هر چند حق دارد که امیدوار به شنیدن جواب متفاوتی باشد.)
    همان‌طور که اشاره شد، رابطه کودکان و طلاق پیچیده است. طلاق برای کودکان مسئله‌ای گیج‌کننده است. یک روز به نظر می‌رسد کودک با این مسئله کنار آمده و فردای آن روز انگار باز هم گیج و مردد است. ذهنش در تلاش است که با واقعیت جدید وفق پیدا کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *