با فحاشی کودکان چه کنیم؟

این پدیده در تعاملات اجتماعی میان تمام اقشار جامعه رخنه کرده است. با اینکه نمیتوان دشنام ها را از فرهنگ لغت یک زبان کاملا حذف کرد اما میتوان کاربرد آنها را در ارتباطات بین فردی تا حد زیادی تحت کنترل در آورد.

اینکه کودکان اقدام به فحاشی می کنند، چند علت می تواند داشته باشد؛ یکی از علت هایش این است که ما الگوی بچه ها هستیم؛ یعنی کودک در محیطی قرار می گیرد که اطرافیانش به این شکل صحبت می کنند. در نتیجه، این قضیه برای کودک عادی می شود زیرا در این محیط رشد و پرورش می یابد.

علت دیگر فحاشی کودکان می تواند این باشد که آنها نمی توانند خشم خود را کنترل کنند و فحش دادن در حقیقت، یک نوع ابراز خشم و پرخاشگری کلامی است؛ مانند مواردی که کودکان در حالت خشم کتک کاری می کنند یا چیزی از این قبیل. در واقع این حالت یک نوع برخورد ناشی از عدم کنترل خشم است.

گاهی اوقات ممکن است کودکان در حالت افسردگی، پرخاشگر شده و ناسزا بگویند. گاهی بعضی بیماری های جسمانی سبب ایجاد اضطراب در کودکان می شود و همین باعث پرخاشگری و در نهایت فحاشی می شود.
مثلا بیماری پرکاری تیرویید باعث می شود کودک زمینه بیمارگونه ای از اختلالات اضطرابی و افسردگی را پیدا کند که خود این عامل، زمینه ای برای فحاشی کودکان است. البته فحاشی می تواند به مشکلات رفتاری کودکان (مانند لجبازی) نیز برگردد. بچه های لجباز می دانند که فحش دادن کار بدی است و اطرافیان را ناراحت می کند و به همین علت شروع به ناسزاگویی می کنند تا محیط اطرافشان را طبق نظر خودشان کنترل کنند.

 چرا بزرگترها فحاشی می کنند؟

اما دلایل بد دهانی و دشنام گویی بزرگترها چیست؟ در زیر میتوانیم به چند عامل عمده آن اشاره کنیم:

–  دشنام دادن بخاطر یک اتفاق دردناک و غیر منتظره مانند اصابت سر به یک جسم محکم و یا خوردن چکش به انگشتان دست هنگام کوبیدن میخ.
–  دشنام گویی به منظور برقراری هویت گروهی. عضویت در یک گروه خاص و حفظ مرزهای آن گروه.
–  ابراز همبستگی، اتحاد و همدردی با دیگران.
–  ابراز صمیمیت و اعتماد به ویژه ناسزا گویی زنان در حضور زنان دیگر
–  دشنام گویی از روی عادت.
–  بمنظور برانگیختن خشم دیگران و تحریک آنها. ابزاری برای تحقیر، توهین و یا ارعاب.
–  بد دهانی بمنظور قدرت نمایی.

وقتی کودک فحاشی کرد چکار کنیم؟ تنبیه بکنیم یا نه؟

وقتی کودک ناسزا می گوید اولین مرحله تنبیه، محروم کردن او از حضور در جمع است که معمولا به اندازه سنش دقیقه تعیین می کنیم. به عنوان نمونه یک کودک ۵ ساله باید ۵ دقیقه از جمع جدا شود چون حرف زشتی زده است. اگر این محرومیت ها جواب ندهد به سراغ محرومیت از چیزهایی که مورد علاقه اش است می رویم. ضمن اینکه یادتان باشد وقتی تنبیه را به کار می بریم حتما برای رفتار عکس آن هم تشویق در نظر می گیریم.

اگر کودک بلافاصله عذرخواهی کرد نیز عذرخواهی کودک را همان بار اول قبول می کنیم ولی عذرخواهی مانع تنبیه نمی شود. باید به او گفت: تو را می بخشم ولی به خاطر حرفی که زده ای باید ۵ دقیقه در اتاقت تنها بمانی.

 وقتی یکی از والدین فحاشی می کند؟

اگر یکی از والدین کودک بیمار باشد، ممکن است گاهی ناسزاگویی کند. بهترین کار در این موارد این است که برای کودک، بیماری والد را توضیح دهیم. به عنوان نمونه بگوییم که: «پدرت حالش خوب نیست» یا «پدرت رفتار نامناسبی انجام می دهد» یا … مساله اصلی این است که باید بر حسب سن کودک به تحلیل این شرایط بپردازیم. اگر کودک دبستانی است و می توان با او در تعامل کلامی قرار گرفت با او صحبت می کنیم و مسایل را برایش توضیح می دهیم. اگر کودک در سنین نوجوانی است، می توانیم از او کمک و مداخله درمانی بگیریم.

به عنوان نمونه از او بپرسیم: «به نظر تو چه کار کنیم بهتر است تا این مشکل پدرت حل شود؟» اگر کودکی خیلی کوچک است، توصیه می کنیم والدین اجازه ندهند کودک در آن شرایط بیمارگونه برای مدتی طولانی قرار بگیرد زیرا کودکان کوچک تر بسته به جنسیت شان از والد همجنس فحاش شان الگو می گیرند بنابراین اگر هر کدام از والدین دیدند که والد دیگر از مساله ای ناراحت و عصبانی است و احتمال فحاشی و ناسزاگویی وجود دارد، کودک را از او دور یا حواسش را پرت کنند. اگر هم این مساله رخ داد و کودک درباره آن سوال کرد باید برای او توضیح دهند که این رفتار، رفتار مناسبی نیست. ضمن اینکه نباید وجهه والد را هم نزد کودک خراب کرد.

وقتی خودمان در دام فحاشی هستیم، چه باید کرد؟

شما با کنترل زبان و گفتار در نظر دیگران پخته تر، با هوش تر، مودب، سخن دان، با ملاحظه، دلپذیرتر و خوش مشرب تر جلوه کرده و مورد پذیرش و احترام همگان قرار خواهید گرفت.

–  از حذف دشنام گویی ها و بد دهانیهای جزئی، غیر جدی و اتفاقی شروع کنید: به جای استفاده از صفات اهانت آمیز و رکیک برای تاکید، از تغییر لحن و آهنگ در واژه ها و جملات بهره گیرید.

 –  شکیبایی را تمرین کنید: آستانه تحمل خود را افزایش دهید. سریع از کوره در نروید و در اموری که کنترلی بر آنها ندارید بردباری به خرج دهید.

–  از واژه های جایگزین استفاده کنید: در زبان فارسی واژه های گوناگون و متنوعی برای بیان احساسات و افکار وجود دارد. اما افرادی که به بد دهانی و دشنام گویی عادت کرده اند مکررا از چند واژه معدود تکراری، رکیک و زننده استفاده میکنند. برای واژه های رکیک یک معادل مودبانه بیابید. چند واژه قدرتمند و یا با مزه یافته و آنها را بکار برید.

–  نقطه نظرات خود را مودبانه بیان کنید: واکنشها و پاسخهای خود را تحت کنترل خویش در آورید. چنانچه فردی از شما انتقاد کرد که کاری را نادرست انجام میدهید به وی نگویید به شما مربوط نیست. این یک پاسخ تدافعی ، خصومت آمیز و کودکانه است. بهتر است اینگونه پاسخ دهید که این یک روش جدیده و خیلی هم سریعتر انجام میشه. یا توجیه کردن، پاسخهایی پخته تر و متقاعد کننده تر بدهید.

–  پیش از سخن گفتن فکر کنید: از دهان خارج ساختن دشنام و واژه های تهی از نزاکت و ادب، مهارت در سخن وری و بی سلیقگی آسان است. پیش از اینکه سخن بگویید از پیامدها و اثرات احتمالی آن مطمئن شوید. چنانچه پس از اینکه حرفی زدید متوجه شدید که گفتارتان توهین آمیز و گستاخانه بوده به عقب باز گشته و موشکافانه نوع تعبیر و جمله بندی خود را بررسی کنید. به تدریج با اصلاح اشتباهات گذشته خوش زبانی را تمرین کنید.

–  ترک عادت دشوار است: ترک بد دهانی همچون سایر اعتیاد ها همچون ترک سیگار نیاز به تمرین، پشتکار، حمایت دیگران و اراده راسخ دارد. نه تنها واژه های قبیح را باید ترک کنید بلکه احساسات و هیجاناتی که شما را به دشنام گویی وا میدارند را نیز میبایست تحت کنترل در آورید.

–  با افراد بد دهان معاشرت نکنید: دوستان بد دهان خود را کنار بگذارید تا مجبور نباشید بمنظور ارتباط برقرار کردن با آنها شما هم بد دهان شوید. با افراد بد دهان نیز مشاجره نکنید چرا که اینگونه افراد با فحاشی بر شما پیروز خواهند شد. چرا که آنها تنها در دشنام دادن مهارت دارند.

اشتراک‌گذاری
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *